دختران امروز و نقش خانواده؛ از سرزنش تا فهم
وقتی درباره تغییرات پوششی و رفتاری برخی از دختران امروز صحبت میکنیم، شاید اولین واکنش این باشد که دختر را مقصر بدانیم یا همهچیز را به بیتوجهی مادر و پدر نسبت بدهیم؛ اما اگر بخواهیم واقعبینانه و از نگاه جامعهشناختی به موضوع نگاه کنیم، مسئله بسیار عمیقتر از این حرفهاست.
دختر امروز در فضایی متفاوت از نسلهای گذشته بزرگ میشود؛ فضای مجازی، تغییر الگوهای فرهنگی، فشار همسالان، نیاز به دیدهشدن و پذیرفتهشدن و فاصله میان نسلها، همگی در شکلگیری هویت او نقش دارند.در این میان، خانواده همچنان مهمترین بستر رشد عاطفی و اجتماعی فرزند است.



گاهی مشکل از جایی شروع میشود که رابطه میان مادر و دختر، به جای گفتوگو، بیشتر بر پایه تذکر و کنترل شکل میگیرد؛ مادر میگوید «این کار را نکن»، اما شاید فرصت نمیکند از دخترش بپرسد: «چه چیزی باعث شده این انتخاب را داشته باشی؟ چه احساسی داری؟ چه چیزی در زندگیات کم است؟»مادر قرار نیست در برابر دخترش قرار بگیرد؛ قرار است کنار او بایستد. دختر باید احساس کند خانه جایی است که میتواند بدون ترس از تحقیر و سرزنش، درباره دغدغهها، اشتباهها و حتی انتخابهایش حرف بزند.
البته این به معنای بیتفاوتی خانواده نسبت به ارزشها و رفتار فرزند نیست. خانواده میتواند همزمان هم مرز داشته باشد و هم محبت؛ هم اصول خود را حفظ کند و هم به فرزند فرصت شنیدهشدن بدهد.
شاید یکی از اشتباهات ما این بوده که گاهی خواستهایم فرزندمان فقط «حرف ما را گوش کند»، اما کمتر تلاش کردهایم بفهمیم چرا دیگر حرفهای ما برای او شنیدنی نیست.
پدر و مادر اگر از سالهای کودکی رابطه عاطفی عمیق، گفتوگوی صمیمانه، آموزش درست و اعتماد متقابل را بسازند، در دوران نوجوانی و جوانی نیز نفوذ تربیتی بیشتری خواهند داشت.بنابراین به جای اینکه فقط بپرسیم «چرا دختران ما اینگونه شدهاند؟»، شاید بهتر باشد بپرسیم:

ما به عنوان خانواده، چقدر فرصت گفتوگو، محبت، آموزش، اعتماد و همراهی را برای دخترانمان فراهم کردهایم؟تغییر از جایی آغاز میشود که به جای ایستادن در مقابل دختران، دوباره راه گفتوگو با آنها را پیدا کنیم؛ نه با قهر و سرزنش، بلکه با محبت، شناخت و همراهی.
خانم دکترقلی پور